استراتژی ۳۰ روزه برای بازگشت فروش؛ برنامه کامل افزایش فروش و احیای کسبوکار
این مقاله از تیم فدیا است؛ برای صاحبان کسبوکار و تیمهای بازاریابی که میخواهند در بازار پرنوسان ایران، بهجای تصمیمهای هیجانی، با یک استراتژی بازاریابی مشخص برای افزایش فروش، جذب مشتری و احیای کسبوکار اقدام کنند.
بازار دوباره حرکت میکند؛ اما سهم هر برند از بازار به سرعت یادگیری، بازگشت مشتری و توانایی اصلاح مسیر فروش بستگی دارد.
بحران اقتصادی، اختلالات اینترنتی و تغییر رفتار مصرفکننده نشان دادهاند که وابستگی بیش از حد به یک کانال فروش میتواند برای هر کسبوکاری خطرناک باشد. به همین دلیل، استراتژی ۳۰ روزه برای بازگشت فروش فقط یک برنامه تبلیغاتی نیست؛ بلکه یک برنامه عملی برای بازسازی فروش، حفظ مشتری، جذب مشتری جدید و افزایش درآمد کسبوکار است.
در این برنامه قرار نیست صرفاً تبلیغ بیشتری کنیم.
قرار است بفهمیم:
* چرا فروش کاهش پیدا کرده است؟
* مشتریان قبلی کجا هستند؟
* چگونه مشتری قدیمی را دوباره فعال کنیم؟
* کدام کانال بیشترین فروش را ایجاد میکند؟
* چطور نرخ تبدیل فروش را افزایش دهیم؟
* چگونه با بودجه کمتر، مشتری بیشتری جذب کنیم؟
* چه محتوایی واقعاً به فروش کمک میکند؟
* * *
استراتژی ۳۰ روزه برای بازگشت فروش چیست؟
استراتژی بازگشت فروش یک برنامه مرحلهای برای برگرداندن مشتریان، اصلاح مسیر خرید، افزایش تقاضا و ایجاد رشد پایدار فروش است.
در یک برنامه ۳۰ روزه افزایش فروش نباید از همان روز اول تمام بودجه را صرف تبلیغات کنیم.
ترتیب اقدامات اهمیت زیادی دارد:
تحلیل → بازسازی → بازگشت مشتری → جذب مشتری جدید → فروش → اندازهگیری → بهینهسازی
اگر مسیر خرید مشکل داشته باشد، افزایش تبلیغات فقط تعداد بیشتری کاربر را وارد همان مسیر خراب میکند.
به همین دلیل، برنامه بازگشت فروش باید از داخل کسبوکار شروع شود.
* * *
هفته اول؛ بازسازی زیرساخت فروش و اعتماد مشتری
هفته اول در استراتژی افزایش فروش مربوط به تبلیغات نیست؛ مربوط به آمادهکردن کسبوکار برای فروش دوباره است.
اگر مشتری وارد سایت شود اما صفحه محصول ناقص باشد، پشتیبانی پاسخ ندهد یا شرایط ارسال مشخص نباشد، هیچ کمپین بازاریابی نمیتواند این مشکل را برای مدت طولانی پنهان کند.
۱\. تحلیل فروش را انجام دهید
ابتدا باید وضعیت فعلی را بررسی کنید.
در یک صفحه بنویسید:
* فروش ماه گذشته چقدر بوده؟
* فروش از کدام کانال بیشتر بوده است؟
* کدام محصولات بیشترین فروش را داشتهاند؟
* مشتریان جدید از کجا آمدهاند؟
* چند مشتری قدیمی هنوز فعال هستند؟
* دلیل اصلی کاهش فروش چیست؟
* بیشترین ریزش مشتری در کدام مرحله اتفاق میافتد؟
این اطلاعات پایه تحلیل عملکرد کمپین و تصمیمهای بعدی خواهد بود.
۲\. KPI فروش را مشخص کنید
برای یک کسبوکار کوچک لازم نیست دهها شاخص را همزمان بررسی کنید.
در شروع روی چند شاخص فروش تمرکز کنید:
* تعداد سرنخهای واجد شرایط
* تعداد سفارش قطعی
* نرخ تبدیل
* میانگین ارزش سفارش
* تعداد مشتریان بازگشتی
* هزینه جذب مشتری
* فروش هر کانال
در واقع، KPI فروش باید به درآمد واقعی کسبوکار متصل باشد.
لایک و بازدید میتوانند مفید باشند، اما بهتنهایی معیار مناسبی برای افزایش فروش نیستند.
۳\. مسیر خرید مشتری را بررسی کنید
یکی از مهمترین بخشهای بهبود تجربه خرید ، بررسی مسیر واقعی مشتری است.
با موبایل وارد سایت شوید و از ابتدا تا انتها یک خرید آزمایشی انجام دهید:
ورود → مشاهده محصول → اعتماد → انتخاب → پرداخت → تأیید → پشتیبانی
هر اصطکاکی را یادداشت کنید.
مثلاً:
* پیدا کردن محصول سخت است؟
* اطلاعات کافی وجود ندارد؟
* قیمت مشخص نیست؟
* روش پرداخت پیچیده است؟
* زمان ارسال نامشخص است؟
* شماره تماس پیدا نمیشود؟
* صفحه روی موبایل درست نمایش داده نمیشود؟
این بررسی به بهینهسازی قیف فروش کمک میکند.
۴\. اعتمادسازی در فروش را جدی بگیرید
وقتی اعتماد مشتری پایین آمده باشد، حتی بهترین تبلیغات هم نمیتوانند برای مدت طولانی فروش ایجاد کنند.
اعتماد مشتری با شعار ساخته نمیشود.
باید اطلاعات واقعی و قابل بررسی در اختیار مخاطب قرار دهید:
* شرایط ارسال
* زمان تحویل
* شرایط مرجوعی
* ضمانت
* روش پرداخت
* شماره تماس
* پاسخ به سؤالات پرتکرار
* نظر مشتریان قبلی
اعتمادسازی در فروش یکی از پایههای اصلی رشد فروش کسبوکار است.
تبلیغات میتواند مشتری را وارد سایت کند؛ اعتماد است که او را به خرید نزدیک میکند.
* * *
هفته دوم؛ بازگشت مشتری و فعالسازی مشتریان قدیمی
اگر هدف شما احیای فروش است، نباید مشتریان قبلی را فراموش کنید.
کسبوکاری که صدها مشتری قبلی دارد، قبل از اینکه هزینه زیادی برای جذب مشتری جدید پرداخت کند، باید ببیند چگونه میتواند بازگشت مشتریان قدیمی را افزایش دهد.
مشتریان خود را دستهبندی کنید
مشتریان ۱۲ ماه اخیر را به چند گروه تقسیم کنید:
* مشتریان وفادار
* مشتریان با خرید یکباره
* مشتریان غیرفعال
* مشتریان با ارزش خرید بالا
* مشتریان جدید
* مشتریانی که اخیراً تعامل داشتهاند
این دستهبندی پایه استراتژی حفظ مشتری و وفادارسازی مشتری خواهد بود.
* * *
کمپین بازگشت مشتری چگونه اجرا میشود؟
یک کمپین بازگشت مشتری نباید صرفاً یک پیام تخفیفی باشد.
مثلاً به جای اینکه برای همه بنویسیم:
«۳۰ درصد تخفیف فقط امروز!»
میتوانیم ارتباط را شخصیتر کنیم:
«دوباره فعال شدیم؛ در این مدت چه چیزی را بهتر کردهایم؟»
سپس بر اساس رفتار مشتری، پیشنهاد مناسب ارائه کنیم.
این روش به ارتباط با مشتری کمک میکند و احتمال بازگشت مشتری را افزایش میدهد.
برای مشتریان وفادار چه کنیم؟
مشتریان وفادار ارزش زیادی برای کسبوکار دارند.
به جای اینکه همیشه آنها را با تخفیف عمومی هدف بگیریم، میتوان مزایایی مانند:
* پیشنهاد اختصاصی
* دسترسی زودتر
* بسته ویژه
* هدیه مرتبط
* مزیت خرید مجدد
* خدمات بهتر
ارائه کرد.
این کار بخشی از استراتژی حفظ مشتری است و به افزایش ارزش طول عمر مشتری کمک میکند.
* * *
هفته سوم؛ جذب مشتری جدید و افزایش فروش
بعد از اینکه زیرساخت فروش اصلاح شد و مشتریان قبلی فعال شدند، میتوان سراغ جذب مشتری جدید رفت.
در این مرحله، استراتژی بازاریابی دیجیتال باید روی چند مسیر همزمان کار کند.
۱\. بازاریابی محتوایی
محتوا نباید فقط برای پر کردن تقویم انتشار ساخته شود.
هر محتوا باید حداقل یکی از این اهداف را داشته باشد:
* جذب مخاطب
* پاسخ به سؤال مشتری
* اعتمادسازی
* معرفی محصول
* حل یک مشکل
* هدایت کاربر به مرحله بعدی خرید
تولید محتوا برای افزایش فروش زمانی مؤثر است که به مسیر خرید متصل باشد.
* * *
۲\. سئو برای افزایش فروش
سئو برای افزایش فروش یکی از روشهایی است که میتواند در بلندمدت هزینه جذب مشتری را کاهش دهد.
محتوای سایت باید بر اساس نیت جستجوی واقعی ساخته شود.
برای مثال کاربر ممکن است جستوجو کند:
* بهترین محصول برای چه کسانی است؟
* قیمت محصول چقدر است؟
* تفاوت مدلهای مختلف چیست؟
* کدام گزینه بهتر است؟
* قبل از خرید به چه نکاتی توجه کنیم؟
این نوع محتوا میتواند مخاطبی را جذب کند که از قبل در مرحله بررسی و تصمیمگیری قرار دارد.
به همین دلیل، سئو فروشگاه اینترنتی فقط به رتبه گرفتن یک صفحه محصول محدود نمیشود.
مقالات آموزشی، راهنماهای خرید، صفحات دستهبندی، مقایسه محصولات و FAQ همگی میتوانند در استراتژی محتوا نقش داشته باشند.
* * *
۳\. سئو محلی برای کسبوکارهای منطقهای
برای کسبوکارهایی که مشتریان یک شهر یا منطقه مشخص را هدف گرفتهاند، سئو محلی میتواند یکی از کمهزینهترین مسیرهای جذب مشتری باشد.
برای مثال، یک کسبوکار در بابل، ساری یا سایر شهرهای مازندران میتواند به جای تمرکز صرف بر رقابت سراسری، روی عبارتها و نیازهای محلی کار کند.
ترکیب:
بازاریابی محلی + سئو محلی + محتوای ویدیویی + ارتباط مستقیم با مشتری
میتواند به جذب مشتری محلی کمک کند.
این مدل مخصوصاً برای کسبوکارهای خدماتی، فروشگاههای محلی و برندهایی که محدوده جغرافیایی مشخص دارند، اهمیت بیشتری دارد.
* * *
کمپینهای کمهزینه برای افزایش فروش
برای اجرای کمپین افزایش فروش همیشه به بودجه تبلیغاتی سنگین نیاز نیست.
گاهی یک کمپین کمهزینه با مخاطب مشخص، نتیجه بهتری از تبلیغات گسترده دارد.
چند نمونه:
* کمپین بازگشت مشتریان قدیمی
* کمپین معرفی محصول جدید
* کمپین خرید مجدد
* پیشنهاد محدود
* بستههای ترکیبی
* کمپین معرفی توسط مشتری
* کمپین محتوایی
* کمپین محلی
اصل مهم این است که هر کمپین فروش باید هدف مشخص داشته باشد.
مثلاً:
افزایش سفارش مجدد
یا:
جذب ۱۰۰ سرنخ واجد شرایط
یا:
افزایش نرخ تبدیل صفحه محصول
وقتی هدف مشخص باشد، تحلیل فروش نیز سادهتر خواهد شد.
* * *
چگونه با بودجه کم فروش را افزایش دهیم؟
یکی از سؤالهای رایج صاحبان کسبوکار این است:
چگونه با بودجه کم فروش را افزایش دهیم؟
پاسخ این نیست که فقط تبلیغات ارزانتر پیدا کنیم.
اول باید ببینیم از منابع فعلی چگونه بهتر استفاده میکنیم.
مثلاً:
* مشتریان قبلی
* محتوای قدیمی
* صفحات موجود سایت
* لیست تماس
* مشتریان وفادار
* مخاطبان شبکههای اجتماعی
* جستوجوی ارگانیک
* معرفی مشتری به مشتری
گاهی کاهش هزینه جذب مشتری از طریق استفاده بهتر از داراییهای موجود، منطقیتر از کاهش قیمت تبلیغات است.
* * *
هفته چهارم؛ تحلیل، اصلاح و مقیاسپذیری
در پایان ماه، باید بفهمیم کدام فعالیتها واقعاً نتیجه دادهاند.
این مرحله همان چیزی است که مقیاسپذیری وقتی تقاضا برمیگردد را ممکن میکند.
برای هر کانال این سؤالها را بپرسید:
* چند مشتری ایجاد کرد؟
* هزینه هر مشتری چقدر بود؟
* چند سرنخ ایجاد شد؟
* نرخ تبدیل چقدر بود؟
* فروش نهایی چقدر بود؟
* آیا مشتری دوباره خرید کرد؟
اگر یک کانال بازدید زیادی دارد اما مشتری ایجاد نمیکند، لزوماً کانال موفقی نیست.
در مقابل، ممکن است یک کانال کوچک تعداد مشتری کمتری داشته باشد اما نرخ تبدیل بالاتری ایجاد کند.
بنابراین در استراتژی فروش نباید فقط حجم توجه را اندازه گرفت؛ باید ارزش تجاری را اندازه گرفت.
* * *
نقش قیف فروش در افزایش فروش
برای افزایش نرخ تبدیل باید بدانیم مشتری در کدام مرحله از قیف فروش قرار دارد.
قیف ساده میتواند اینطور باشد:
آگاهی → علاقه → بررسی → اعتماد → خرید → بازگشت
اگر تعداد زیادی کاربر وارد مرحله آگاهی میشوند اما خرید نمیکنند، مشکل الزاماً کمبود ترافیک نیست.
ممکن است مشکل در:
* پیشنهاد فروش
* قیمت
* اعتماد
* صفحه محصول
* تجربه کاربری
* پشتیبانی
* روش پرداخت
باشد.
بنابراین بهینهسازی قیف فروش گاهی میتواند بیشتر از افزایش ترافیک به فروش کمک کند.
* * *
رشد سریع فروش بدون آسیب به برند
رشد سریع فروش جذاب است، اما اگر با تخفیفهای بیهدف یا وعدههای غیرواقعی انجام شود، میتواند به برند آسیب بزند.
برند نباید برای یک افزایش کوتاهمدت فروش، اعتماد چندساله مشتریان را از بین ببرد.
به همین دلیل، افزایش درآمد کسبوکار باید همراه با حفظ ارزش برند باشد.
پیشنهادهای فروش میتوانند محدود، شفاف و دارای دلیل باشند.
مثلاً:
* پیشنهاد ویژه مشتریان قدیمی
* بسته خرید محدود
* هدیه مرتبط
* مزیت خرید دوم
* ارسال ویژه
* کمپین بازگشت مشتری
این مدل بهتر از تخفیف دائمی و بیدلیل است.
* * *
استراتژی چندکاناله؛ وابسته به یک پلتفرم نباشید
یکی از مهمترین درسهای بحرانهای اخیر، اهمیت استراتژی چندکاناله است.
این موضوع به معنی حذف اینستاگرام یا هر شبکه اجتماعی دیگری نیست.
مسئله این است که کسبوکار نباید تمام دارایی ارتباطی خود را روی یک پلتفرم قرار دهد.
یک ساختار مناسب میتواند شامل:
سایت + سئو + اینستاگرام + پیامرسان + تلفن + بانک اطلاعات مشتریان
باشد.
در این ساختار:
* سایت مرکز اطلاعات و خرید است.
* سئو تقاضای جستوجویی ایجاد میکند.
* شبکه اجتماعی ارتباط و آگاهی ایجاد میکند.
* پیامرسان ارتباط سریع را فراهم میکند.
* تلفن برای ارتباط مستقیم کاربرد دارد.
* بانک اطلاعات مشتریان امکان بازاریابی مجدد را فراهم میکند.
این همان مفهوم بازاریابی چندکاناله است.
* * *
آیا باید اینستاگرام را کنار بگذاریم؟
خیر.
فروش از اینستاگرام همچنان میتواند برای بسیاری از برندها ارزشمند باشد.
اما بهتر است بازاریابی اینستاگرام بخشی از سیستم فروش باشد، نه تمام آن.
مشتری باید بتواند برند را از چند مسیر پیدا کند و با آن ارتباط بگیرد.
این کار ریسک وابستگی به یک پلتفرم را کاهش میدهد و به ساخت یک کسبوکار پایدارتر کمک میکند.
* * *
نقش هوش مصنوعی در بازگشت فروش
هوش مصنوعی در بازاریابی میتواند اجرای این برنامه را سریعتر کند.
از AI در فروش و بازاریابی میتوان برای مواردی مثل:
* تحلیل نظرات مشتریان
* دستهبندی مشتریان
* تولید ایده محتوا
* ساخت تقویم محتوا
* تحلیل کمپین
* آمادهسازی پیامهای شخصیسازیشده
* تحلیل رفتار مشتری
* پیشنهاد CTA
* بررسی دادههای فروش
* تولید پیشنویس محتوا
استفاده کرد.
اما AI نباید جای استراتژی را بگیرد.
بهترین ترکیب این است:
انسان برای تصمیمگیری + AI برای سرعت + داده برای ارزیابی
* * *
اتوماسیون فروش و بازاریابی
اتوماسیون بازاریابی میتواند بسیاری از کارهای تکراری را کاهش دهد.
مثلاً:
* ارسال پیام پیگیری
* دستهبندی سرنخها
* یادآوری خرید مجدد
* گزارشگیری
* دستهبندی مشتریان
* مدیریت تقویم محتوا
میتواند تا حدی خودکار شود.
اما اتوماسیون فروش نباید تجربه مشتری را غیرانسانی کند.
مشتری باید احساس کند برند او را میشناسد، نه اینکه فقط یک پیام خودکار دریافت کرده است.
* * *
تیم فروش و تیم محتوا باید کنار هم باشند
بازاریابی محتوایی زمانی بیشترین اثر را دارد که از دادههای واقعی فروش تغذیه شود.
تیم فروش هر روز با اعتراضها، سؤالها و نیازهای مشتریان مواجه است.
این اطلاعات باید به تیم محتوا منتقل شود.
از تیم فروش بپرسید:
* مشتریان بیشتر چه چیزی میپرسند؟
* چرا خرید را عقب میاندازند؟
* چه چیزی باعث بیاعتمادی آنها میشود؟
* کدام ویژگی محصول برایشان مهمتر است؟
* چه سؤالی بعد از خرید مطرح میکنند؟
این دادهها میتوانند به:
مقاله، ریلز، استوری، صفحه محصول، FAQ و کمپین تبلیغاتی
تبدیل شوند.
در این مدل، استراتژی محتوا مستقیماً با استراتژی فروش ارتباط پیدا میکند.
* * *
برنامه بازاریابی ۳۰ روزه در یک نگاه
هفته اول؛ بازسازی
* تحلیل فروش
* بررسی KPI فروش
* بررسی مسیر خرید مشتری
* اصلاح صفحه محصول
* بهبود تجربه خرید
* اعتمادسازی در فروش
هفته دوم؛ بازگشت مشتری
* دستهبندی مشتریان
* فعالسازی مشتریان قدیمی
* اجرای کمپین بازگشت مشتری
* ارتباط با مشتری
* وفادارسازی مشتری
* پیشنهاد اختصاصی
هفته سوم؛ جذب مشتری
* بازاریابی محتوایی
* تولید محتوا برای افزایش فروش
* سئو برای افزایش فروش
* سئو محلی
* بازاریابی محلی
* کمپین کمهزینه
* جذب مشتری جدید
هفته چهارم؛ تحلیل و رشد
* تحلیل عملکرد کمپین
* بررسی نرخ تبدیل
* تحلیل فروش هر کانال
* بهینهسازی قیف فروش
* کاهش هزینه جذب مشتری
* شناسایی کانالهای مؤثر
* مقیاسکردن فعالیتهای موفق
* * *
جمعبندی؛ بازگشت فروش یک کمپین نیست
استراتژی ۳۰ روزه برای بازگشت فروش قرار نیست فقط فروش یک ماه را بالا ببرد.
هدف اصلی، ساختن سیستمی است که بتواند بعد از بحران نیز به رشد ادامه دهد.
برای احیای کسبوکار ابتدا باید اعتماد مشتری را بازسازی کنید، سپس مشتریان قبلی را فعال کنید، مسیر خرید را بهبود دهید و بعد سراغ جذب مشتری جدید بروید.
در ادامه، سئو، بازاریابی محتوایی، تبلیغات، بازاریابی محلی، شبکههای اجتماعی و هوش مصنوعی میتوانند در کنار هم قرار بگیرند.
فرمول ساده است:
اعتماد → ارتباط → محتوا → جذب مشتری → فروش → تحلیل → بهینهسازی → بازگشت مشتری
اگر فقط یک کار امروز انجام میدهید، وضعیت فعلی فروش، مشتریان، محتوا و کانالهای بازاریابی خود را روی یک صفحه بنویسید.
بدون این تصویر، هر کمپین بازاریابی بیشتر شبیه حدس است تا استراتژی.
فدیا در بابل و بهصورت ریموت با برندهای سراسر ایران در زمینه استراتژی بازاریابی، استراتژی محتوا، تولید محتوا، تولید ویدیو و ریلز، سئو، بازاریابی دیجیتال و برنامههای احیای فروش همکاری میکند.
اگر بازار در حال برگشتن است، سؤال اصلی این نیست که:
«چه تبلیغی بزنیم؟»
سؤال مهمتر این است:
«کدام بخش از مسیر فروش باید همین امروز بهتر شود؟»
* * *
پرسشهای پرتکرار
استراتژی ۳۰ روزه برای بازگشت فروش برای چه کسبوکارهایی مناسب است؟
برای فروشگاههای اینترنتی، کسبوکارهای خدماتی، برندهای محلی، شرکتهای کوچک و متوسط و مجموعههایی که بعد از یک دوره کاهش فروش به دنبال احیای فروش هستند، قابل استفاده است.
چگونه فروش کسبوکار را برگردانیم؟
ابتدا علت کاهش فروش را پیدا کنید، سپس مسیر خرید را اصلاح کنید، مشتریان قدیمی را فعال کنید و بعد برای جذب مشتری جدید و افزایش تقاضا اقدام کنید.
چگونه مشتریان قدیمی را برگردانیم؟
با دستهبندی مشتریان، ارتباط شخصیسازیشده، پیشنهاد مرتبط و ایجاد یک دلیل واقعی برای خرید مجدد. کمپین بازگشت مشتری نباید فقط به تخفیف محدود شود.
چگونه با بودجه کم فروش را افزایش دهیم؟
استفاده مجدد از مشتریان قبلی، بازاریابی محتوایی، سئو، سئو محلی، بازاریابی مجدد و کمپینهای کمهزینه میتواند نقطه شروع مناسبی باشد.
چگونه نرخ تبدیل فروش را افزایش دهیم؟
مسیر خرید را بررسی کنید و نقاط اصطکاک را کاهش دهید. بهبود صفحه محصول، اعتمادسازی، شفافیت قیمت و ارسال و سادهتر کردن فرایند خرید میتواند به افزایش نرخ تبدیل کمک کند.
آیا برای افزایش فروش باید تخفیف بدهیم؟
خیر. تخفیف فقط یکی از ابزارهای فروش است. پیشنهاد اختصاصی، خدمات بهتر، بستههای ترکیبی و مزایای مشتریان وفادار نیز میتوانند در استراتژی افزایش فروش استفاده شوند.
نقش سئو در افزایش فروش چیست؟
سئو برای افزایش فروش میتواند مشتریانی را جذب کند که در گوگل به دنبال راهحل، محصول یا خدمت هستند. محتوای هدفمند میتواند کاربر را از مرحله جستوجو تا تصمیم خرید همراهی کند.
آیا سئو محلی برای کسبوکارهای کوچک مفید است؟
بله. سئو محلی برای کسبوکارهایی که در یک شهر یا منطقه فعالیت میکنند میتواند به جذب مشتریانی کمک کند که جستوجوی محلی انجام میدهند.
آیا هوش مصنوعی میتواند فروش را افزایش دهد؟
هوش مصنوعی بهتنهایی استراتژی فروش نیست؛ اما هوش مصنوعی در بازاریابی میتواند تحلیل داده، تولید محتوا، شخصیسازی پیامها و اتوماسیون برخی فرایندها را سریعتر کند.
مهمترین KPI فروش در برنامه ۳۰ روزه چیست؟
بسته به مدل کسبوکار متفاوت است، اما سرنخ واجد شرایط، سفارش قطعی، نرخ تبدیل، فروش هر کانال، هزینه جذب مشتری و تعداد مشتریان بازگشتی از شاخصهای مهم هستند.
آیا باید فروش از اینستاگرام را متوقف کنیم؟
خیر. بازاریابی اینستاگرام میتواند همچنان بخشی از استراتژی باشد؛ اما بهتر است کسبوکار به سمت بازاریابی چندکاناله حرکت کند تا وابستگی به یک پلتفرم کاهش پیدا کند.
بهترین استراتژی برای افزایش فروش چیست؟
یک نسخه ثابت برای همه کسبوکارها وجود ندارد. بهترین استراتژی افزایش فروش باید بر اساس محصول، مشتری، کانال فروش، دادههای واقعی و وضعیت بازار طراحی شود.
بیشتر بخوانید: <a href="https://fediya.ir/blog/business-rescue-campaigns/">کسب وکار</a>